تبليغاتX
عشقولانه




عشقولانه

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
عشق مظهر زندگی است

( عشق مظهر زندگی است )

اگر عشق را از دست بدهید در حقیقت زندگی را از دست داده اید پس زندگی را در آغوش بگیرید

 


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 21
|+|
دوست دارم .........................

دوست دارم داد بزنم

منو عاشق کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

 I Love You


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 21
|+|
عشق
بیایید عاشقی را رعایت کنیم

                                         ز یاران عاشق حکایات داریم

                         Morph                                               Cupid 

                                                 
AHANG
Custom Smiley
 

دستای عاشق تو             منو از نو تازه ساخت

دل ناباور من                    جز تو عشقی نشناخت


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 21
|+|
love

نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 21
|+|
خیلی میخامت
 

پرنده را دوست دارم نه در قفس

                                            بوسه را دوست دارم نه در حوس

                                                                                          ترا دوست دارم تا آخرین نفس


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 21
|+|
I Love You
این قلب قشنگم رو با تمام وجودم تقدیمش می کنم به تو ای بهترینم

نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 21
|+|
بارون
 
ای شمع آرام بسوز که شب دراز است

 ای اشک آرام بریز که غم زیاد است

Hosted by Tinypic.com

**********قشنگ باشه**********

I LOVE YOU

ییییییییییییییییییییی

 وقتی می رفتم بیرون و زیر بارون بالهام خیس می شد

خیلی ناراحت می شدم دیگه زیر بارون نمی رفتم

اما از وقتی که تو با اون دستهای قشنگ و مهربونت

منو خشک کردی همیشه به امید اینکه تو منو با دستات

نوازش کنی می رم زیر بارون 

  

                                        
                                   

 

به دیدارم اگر می آیی    

 بیا به انتهای جاده غربت

به آنجا که آشیانه آخرین کبوتران عاشق است .

به نقطه ای که خورشید غروب می کند .

و راهی ....... آماده سفر ......... ای عزیز ..

سفر به شهری که سکوت فریاد جدایی است.

وکبوتران غریبانه می گریند..........     

  

                                             

                               ما به هم محتاجیم  ما به هم محتاجیم 

                              مثل یه دیوونه به خواب  

                    مثل گندم به زمین مثل شوره زار به آب

                    ما به هم محتاجیم ما به هم محتاجیم

  ما به هم محتاجیم مثل ماه به آدم ها مثل ماهیها به آب مثل آدم به هوا


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 21
|+|
انتظار
gharibe.jpg

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو:
من می شناختم او را
،
نام تو راهميشه به لب داشت
،
حتی در حال احتضار!

آن دل شكسته عاشق بی نام و بی نشان
،
آن بی قرار،

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو:

هر روز پای پنجره غمگين نشسته بود

و گفتگو نمی كرد جز با درخت سرو

در باغ کوچك همسايه
!
شبها به كارگاه خيال خويش

تصويری از بلندی اندام می كشيد

و در تصورش

تصوير تو بلندترين سرو باغ را
تحقير کرده بود...

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو:

او پاك زيست
پاک تر از چشمه ی نور ،همچون زلال اشک،

يا چو زلال قطره باران به نوبهار،

آن كوه استقامت
،
آن كوه استوار

وقتی به ياد روی تو می بود

می گريست
!
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو

او آرزوی ديدن رويت را

حتی برای لحظه ای از عمر خويش داشت
!!!
اما براي ديدن توچشم خويش را

آن مرواريد سرشک غوطه ور آن چشم پاك را،

پنداشت،

آلوده است و لايق ديدار يارنيست
!
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو:

آن لحظه ای كه ديده برای هميشه بست

آن نام خوب بر لب لرزان او نشست

شايد روزی اگر

چه ؟ او ؟ نه آه ... نمی آيد !

اما اگر آمد به او بگو،

من به دعای آمدنش نشسته بودم...

 


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 21
|+|
آشقونه
قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم
چون حالا هر تكه از قلبم تو رو جداگونه دوست داره

ghalbam ro shekasti vali man bishtar az ghabl dooset daram
choon har teke ghalbam to ro jodagoone doost dare

***************************

اگر بدانم که درخواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم
اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد

agar bedanam ke dar khab to ra bishtar khaham did baraye hamishe didane to hargez bidar nemishavam
agar bedanam ke mordegan to ra bishtar khahand did baraye hamishe didane to gheyde zende boodan ra khaham zad.

***************************

اگر ماه بودم به هركجا كه بودم سراغ تو را از خدا مي گرفتم
و اگر سنگ بودم به هركجا كه بودي سر رهگذره تو جا مي گرفتم
اما اگر ماه بودي به صد ناز شايد شبي بر لبه بام من مي نشستي
و اگر سنگ بودي به هركجا كه بودم مرا مي شكستي (نيما)

agar mah boodam be harkoja ke boodam soraghe to ra az khoda migereftam
va agar sang boodam be harkoja ke boodi sare rahgozare to ja migereftam
ama agar mah boodi be sad naz shayad shabi bar labe bame man mineshasti
va agar sang boodi be harkoja ke boodam mara mishekasti

 

 


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 17
|+|
عیدتون مبارک

 


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 17
|+|
گفتی.....................
گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم

گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم

گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در

گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم


گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم

گفتی چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام

گفتم که من خود را در او عريان تماشا می کنم


گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند

گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنم

گفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم


گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم

گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 17
|+|
دووووووووووست دارم
More And More In Love With You !

 

رفتی تا اين رو بدونم                  بدونم بی آشيونم

بدونم بی تو چه هيچم                  بدونم بی تو ديوونم

تو که ديدی گريه هام رو              ريختی دور خاطرهام رو

خنديدی به التماسم                     نشنيدی ضجه هام رو

مرده بودم تو دل شب                 توی تنهايی توی تب

با دلی خسته وپر درد                  سردو از کينه لبالب

چشمای من خيس و تب دار          خيره مونده به يه ديوار

توی حبس انتظارات                 حالا من موندم و گيتار

ميزنم سازو ميخونم               حالا ديگه خوب ميدونم

عشقت از جنس هوس بود           من ميخوام تنها بمونم


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 17
|+|


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 15
|+|
زندگی

  زندگي گل زردي است به نام ( غم )

فرياد بلندي است به نام ( آه )

 مرواريد قلتاني است به نام ( اشک)

 و آيينه اي شکستني است به نام (دل)


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 15
|+|
معنای عشق

نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 15
|+|
قلب من

|

نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 15
|+|
     زندگي ادامه داره حتي وقتي تو نباشي

اگه آشنابموني يا مثل غريبه ها شي

حتي وقتي واژه عشق با خيانت هم نفس شه

يااگه تموم دنيا واسه پرامون قفس شه

نه خزون نه بهار انگاري روزگار تو رو ازدل من مي رنجوند

ديگه توهرقدم مي گذشتي ازم قلبمو مي لرزوند

زندگي ادامه داره به جلو قصه تكرار

حتي وقتي نبض ساعت بخوابه رودست ديوار

حتي وقتي شعله عشق تونگاهي بي رمق شه

يااگه دفتر شادي روزي خالي ازورق شه

زندگي ادامه داره خوب وبد سفيد ومشكي

تازمانيكه يه لبخندمي شكفه مي چكه اشكي

كسي پله هاي اون روبه عقب برنمي گرده

ولي مي تونه ببينه كه گذشته ها چه كرده

زندگي ادامه داره با من و تو بي من وتو

اين دو روززندگي رو بيا همراه دلم شو


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 15
|+|

نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 15
|+|
اونی که می خواستم ..........
اونی که می خواستم ...اونی که می خواستم منو تنها گذاشت و... اونی که می خواستم دلم و شکستُ ...چشم روی آرزوم همیشه بستُ پشت مه پنجرمون رها شد...اونی که می خواستم مثله یه اشک چکیدُ اونـــــــــــــــــــــــــــــــــــــی که می خواستم منــــــــــــو تنها گذاشت اونی که مــــــــیخواستم منو برد بهشتُ اسم منو تو سر درش نوشتُ بهونه کرد بازی سرنوشت ُ تو شهر رویا ها منو رهـــــــــــــــــــــــــا کرد زد زیر عشقش که یادش نیادُ مثـــــــــــــــل همه آدما بی وفا شد ُ آره فرزان تو منو تو شهر رویاها رها کردی ..میدونم خیلی وقته اینجارو نمیخونی و اصلاْ اینطرفا گذرت نمیخوره ..آخه تو خیلی خوبی....دلم نمیاد بهت هیچی بگم ...دیگه نه باهات بحثی میکنم نه به قول خودت هی نغ میزنم ...دیگه دختر خوبی شدم خودت میبینی که...دیگه حسودیم نمیشه به کسی که بیشتر به من محبت کنی..دیگه واسه اینکه تو جمع خودتون منو یادت رفته و کم بهم سر میزنی غصه نمیخورم یعنی دیگه بهت نمیگم..دیگه از این که خواهرات بهم حرفی بزنن دلم نمیگیره آخه به قول خودت به تو ربطی نداره..دیگه از اینکه واسط یه کاری میکنم و ناخواسته میزنی تو ذوقم دلم نمیگیره دیگه از این که تو یه جمعی ضایعم کنی دلم نمیگیره...دیگه هرچی بخوای همون میشه........... اگه وسط حرف زدنم خوابت بگیره میگم خسته ای ....اگه شبا بجای اینکه بیایی تو اطاق باهم صحبت کنیم با برادرت بیرن بشینی ناراحت نمیشم...اصلاْ این حق رو به خودم نمیدم از این که یک ماه مهمون داریم شکایتی کنم....هرچی تو بگی همون میشه !خوبه؟دیگه ترسی که ناشی از رفتن تو به کویت نشون نمیدم...دیگه واسه ساعاتی با هم تنها بودن نغ نمیزنم دیـــــــــــــــــــــــــگه از هیچـــــــــــــــــــــی ناراحت نمیشم از هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی میدونی حق با تو بود ...که تو اهل رفیق بازی نیستی ...اهل گردش نیستی ...اهل دختربازی نیستی معتاد که نیستی ...پس من چه مرگم بود ...توجه میخواستم ؟با یه کم احترام تو جمع.... نه من هیچی از تو نمیخوام...به خاطر عشقی که بهت دارم میخوام خفه خون بگیرم....قد تموم دنیا خورده شده تو ذوقم میدونم ناخواسته بوده گلم ..تا زمانی که تو چیزی رو نخوای دیگه من نمی خوام
نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 15
|+|
ورود ممنوع
 
بعضی وقتا که میایی سر روی شونم میزاری
 
تمام غصه ها رو از دل من بر میداری
 
اما  این فقط یه خواب  ..خواب پشت پنجره
 
وقت بیداری بازم غم میشینه تو حنجره
 
       ـــــ  ورود ممنوع ؟!             نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
   
       ورود مطلقاْ  ممنوع !
    

نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 15
|+|
مناجات عاشقووووونه
 

خدایا

قدرتم را دوچندان کن

نه در بازوانم

قلبم را قدرتی بخش

تا ناملایمات زندگی را آسان تر تحمل کنم

تا بدانم عشق چیست و چگونه عشق بورزم؟

خدایا قدرتم را فزونی بخش نه چشم هایم را و نه زبانم

بلکه فکر و اندیشه ام را

تا بدانم کیستم و چیستم

تا از دوش ناتوانی باری را برگیرم

تا دست سردی را گرمی بخشم

تا دردمندی را آسوده سازم

خدایا قدرتم را افزون کن

نه در گستاخی و نه در گزافه گویی

بلکه در مهر ورزی و گذشت

روحم را جلا ده تا بدانم انسانیت چیست و کجاست

تا بدانم کوتاه ترین راه برای انسان شدن و انسان ماندن چیست

خدایا کمکم کن تا به دوست و دشمن نیکی کنم و مهر بورزم و هیچ دلی را نشکنم

خدایا آرامشی عطا کن تا بتوانم با حوادثی که اتفاق می افتد خود را سازگاری دهم

خداوندا آرامشی ده تا بپذیرم آنچه را نمی توانم تغییر دهم

 


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 15
|+|

میون ساز و برگ ترانه هام، نام و نشون تو پیدا شده
دنیای بی رحم و مروت آدما با وجود تو برام زیبا شده
قصه های ناتموم شبهام با پرواز دل تو باز محیا شده
شب های بی ستاره دیروزم با تو که اومدی فردا شده
ای عزیز با اومدنت غزلواره عاشقی ورد زبونم شده
با وجود نامهربونیها، دل پاک تو همسفر مهربونم شده
ای عزیز همه غم و غصه دنیات رو به دل تنگم بده
با داشتن روزهای خوش در زندگی، شبهای قشنگم بده
دلم بهاری نیست اما آرزو دارم همیشه تو بهار باشی
بعد هزار بار شکستن من با دل شکستم تو وفادار باشی
هرچی که خواب رنگی پیدا میشه میخام که مال تو باشه
سخنهای عاشقونه و گفتن دوست دارم ها کار تو باشه
نکن گریه که اگه گریه کنی دلم از گریه تو دوباره میگیره
گل های باغ آرزوم اگه گریه کنی پرپر میشه و میمیره
دیگه نگو که تنهایی چون میخام همیشه در کنار تو باشم
تو قصه و تو رویاهای شبونه من تنها وفادار تو باشم
عزیز در سرزمین خورشید آرزو من از عشق تو هستی
تو که برای لحظه های سرد و تنهام از شعر سر مستی
نذار دلم دوباره تنها بشه مثل غروب دریا بیصدا بشه
نذار در اوج شکست، از امشب راهی روز فردا بشه
میخام که گل های بهشتی رو باهات هم آغوش بکنم
میخام که شادیهای دلت رو پر نقش و نقوش بکنم
تو لحظه های با تو بودن دلم پرواز رو احساس میکنه
عطر و بوی تن بهاریت ازم بودنت رو التماس میکنه
عزیز سفر به باغ چشمای تو بسیار قشنگ و زیباست
قشنگتر ز همه جای دنیا فقط چشمای ناز و پر وفاست
چشمای قشنگت رو دوست دارم چون بهار دل انگیز
نه مثل فصلهای زرد دلم که همیشه رنگ زردی پاییز
به انتظار دیدن روزی میشینم که تو جدا از من نباشی
میخام کاری کنم دیگه شبی به فکر تنها نشستن نباشی
میخام اگه تو پرنده ای، من اون بال پروازت باشم
اگه تو عاشق هستی، من همون یار وفادارت باشم
از مسافر غریب جاده...


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 15
|+|
دوووستت دارم
         دل تنگتم
نظر بدهيد

نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 10
|+|
حاااااااال کن

نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 22
|+|
بازم بگین ته وبلاگ نیست
اگرگفتي سياه پوستابدنشون راباچي مي شورند؟



مشكين تاژ!!!!

 

لره پسرشو ميبره انگيليس تا انگليسي ياد بگيره بعد از يك سال ميره به پسرش سر بزنه بچه انگليسيا داد ميزنند محقلي محقلي بوت اومه

 

خانمي زنگ ميزنه به دكتر ميگه اقاي دكتر بچم مداد قورت داده تو رو خدا به دادمون برس!!
.
دكتره ميگه من تا يك ساعت ديگه ميام خونتون.
.
زنه ميگه خوب تا يك ساعت ديگه چيكار كنم؟
.
دكتره ميگه خوب با خودكار بنويسيد تا بيام!!

 

ترکه ميره تو صف نونوايي، شاطره ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. ترکه ميگه: ببخشيد ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

 

اواز خوش كلاغ تقديم تو باد
بوي پشكل الاغ تقديم تو باد
گويند لحظه ايست ريدن گاو
ان لحظه هزاران بار تقديم تو باد!


خوب بيييييييييييييييييييييييييد؟!

 

لره پسرشو ميبره انگيليس تا انگليسي ياد بگيره بعد از يك سال ميره به پسرش سر بزنه بچه انگليسيا داد ميزنند محقلي محقلي بوت اومه


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 22
|+|
به دل نگیر
تومثل خورشید هستی ....
میدونی چرا؟
چون باهمون نگاه اولت میشد
فهمید که
از پشت کوه اومدی!!!!!!!!!
نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 21
|+|
به نام خداوند جهانان

 

 
   

به نام خداوند رحمتگر مهربان (1)

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿1﴾

ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان (2)

 

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿2﴾

رحمتگر مهربان (3)

 

الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴿3﴾

[و] خداوند روز جزاست (4)

 

مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿4﴾

[بار الها] تنها تو را مى‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏جوييم (5)

 

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿5﴾

ما را به راه راست هدايت فرما (6)

 

اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿6﴾

راه آنان كه گرامى‏شان داشته‏اى نه [راه] مغضوبان و نه [راه] گمراهان (7)

 

صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿7﴾


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 21
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir