تبليغاتX
عشقولانه




عشقولانه

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا

حتما این شعر رو بخونید *با دقت*

می نویسم روی دیوارا
هر کسی جای خدا بود
شاهد این روزگار و این زمین زار
دستکم معجزه ای می کرد
برای بچه های بی کس و بیمار
اگه کفر کلام من . یکی حرفی بگه بهتر
وگرنه در بازی واژه نمی بازم من کافر
...
اگه دیوار کجی ها رفته بالا تا ثریا
دست معمار خدابود،خشت اول من و ما
چه عیبی داشت اگه فردا جهان بهتر از این می شد
خدا می رفت و یک مادر پرستار زمین می شد
اگه کفر کلام من .یکی حرفی بگه بهتر
وگرنه در بازی واژه نمی بازم من کافر
من اگه خدا بودم،شهر بم هرگز نمی لرزید


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 13
|+|
.:.

**********************************

با نگاهت واسم  نوشتی دیگه از عشق خبری نیست

قبل از اون فهمیده بودم توی چشمات اثری نیست

چشمه تو نتنها با من   با  تموم دنیا بد بود

اون که  قلبت رو دزدید کارشو چه خوب بلد  بود             کاش  مثل قبل امید  مونده  بود

*********************************

تو شب قشنگی که پیش رو داری                 نکنه واسش تو چیزی کم بزاری

اون همه یه  رنگی   حرفای  قشنگی                  که تو دلت داری  بهش  بگو

وقتی  که  نشستی   مست  شونه  به  شونه                خیلی چیزا  از  تو  میخواد  بدونه  

ضربه  قلبش   تند  تند                ثانیه  ها  کند  کند

عشق  شو  باور کن  تا  آخرش

                                             

هنوز   نمرده  عشقت   یه روزی  میرسه  تو همین وبلاگ  میزنم 

که  ماهم  به  عشقه  بچه گیمون رسیدیم

بعد  همتون رو دعوت  میکنم ...

تا کی خیالات

؟؟؟؟

 

اونایی که  میخوان  جریانو  بدونن  پایین ترین مطلب وبلاگ رو بخونن

اونی که نوشته *این پیغام با بقیه فرق داره*

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 13
|+|
دلم برات تنگ شده
وقتی بدون اسب، خسته وتنها اومدی شب بود، یه شب تاریک، یه شب بی ستاره، یه شب پر غصه

دنیا با من قهر بود

اما وقتی اومدی صبح شده بود

تو بودی

تو بودی، پس دیگه خورشید از شرم طلوع نکرد، چون خورشید تو بودی که اومده بودی

روزی که اومدی ماهی های حوض کوچیک خونه ما پرواز میکردن

درختا آواز میخوندن

تپش های قلب من معنای رسیدن به معشوق رو فهمیدن

چشمای من لحظه میشموردن

اشکای من حرف میزدن

تو بودی

پس شبای من، پر ستاره نبود، حالا فقط یه ستاره داشت اونم تو بودی، فقط تو، برای من

تو بودی پس غصه دیگه وجود نداشت، معنا نداشت

تو هستی

پس دنیا دیگه قهر نیست

توهستی و من با دعا های تو زنده ام

توهستی، توی قلب من

توی قلب من هنوز همه چیز همون جوره، مثل لحظه اومدن تو پر شوره

توی قلب من مرگ معنا نداره

معنی مرگ تو قلب من، توی قبر گذاشتن نیست، فقط مرگ خاطره های من برای تو

بگو...

خاطره ها  برای همیشه میمونن، اونا رو زنده  نگه میداری، زنده میکنی

بگو که عهد ما ناگسستنی باقی میمونه

بگو راه عشق ما بی پایانه

بگو روزی تو میای و اشکای منو پاک میکنی

تو گفتی، زندگی ما یه پازل شده؛ عهد عشق ما تیکه آخر پازله

اما هیچ وقت نگفتی حالا پازل ما چه شکلی شده؟!

هیچ وقت نگفتی پازل ما کی پرواز میکنه؟!

هیچ وقت نگفتی...


         دل تنگتم


نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 12
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir