|
ای شمع آرام بسوز که شب دراز است
ای اشک آرام بریز که غم زیاد است

**********قشنگ باشه**********
I LOVE YOU
ییییییییییییییییییییی
وقتی می رفتم بیرون و زیر بارون بالهام خیس می شد
خیلی ناراحت می شدم دیگه زیر بارون نمی رفتم
اما از وقتی که تو با اون دستهای قشنگ و مهربونت
منو خشک کردی همیشه به امید اینکه تو منو با دستات
نوازش کنی می رم زیر بارون
به دیدارم اگر می آیی
بیا به انتهای جاده غربت
به آنجا که آشیانه آخرین کبوتران عاشق است .
به نقطه ای که خورشید غروب می کند .
و راهی ....... آماده سفر ......... ای عزیز ..
سفر به شهری که سکوت فریاد جدایی است.
وکبوتران غریبانه می گریند..........
     

ما به هم محتاجیم ما به هم محتاجیم
مثل یه دیوونه به خواب
مثل گندم به زمین مثل شوره زار به آب
ما به هم محتاجیم ما به هم محتاجیم
ما به هم محتاجیم مثل ماه به آدم ها مثل ماهیها به آب مثل آدم به هوا
|