|
.:: می آید روزی که او نیز بی تاب است ::.
|
|
آنروز می آید
روزی که صبح میشود
و بنفشه شراب صورتی را مینوشد.
میدانی...هیچ نگران مباش !
آنروز دیگر بنفشه
دلتنگِ تاخیر قطره های شبنم نمیشود .
او خود
روز ها و روز هاست که مرده است.
و دیگر حتی
باران شدن شبنم نیز به او نمی رسد. |
|
|
نويسنده: رضا مورخ: در ساعت: 12
|