|
من ساليان سال در بدر به دنبال عشق گشته ام من تمام سرزمينهاي دور را در جستجوي عشق زير پا گذاشته ام من در پس کوچه هاي عاشقي دلم را ، رد تک تک خانه ها يش جا گذاشته ام من در تاريکي شبهاي تنهايي از همه اين کوچه ها گذشته ام من چه غزلهاي عاشقانه براي عشق سروده ام من آتش عشق را ، در دل همه عشاق افروخته ام من خوشه عشق را به گيسوي دختران زيبا آويخته ام من جرعه جرعه شراب عشق را ، با تو نوشيده ام من چه شبها به ياد عشق تو تا به سحر گريسته ام من در زندان تنهايي بدون عشق افسرده ام
|